مسئلهء مهم در اينجا اين است كه در درجهء اوّل ، اولياى خانه و مدرسه و مكتب و در درجهء دوّم ، خود انسان بايد در جهت دادن به اين صفت بيدار باشد كه خداى نخواسته اين خصلت با عظمت و اين نعمت شگفتانگيز رنگ شيطانى به خود نگيرد و سبب انحراف انسان از تمام حقايق نشود ! !
تفسير حرص
در تفسير « الميزان » در سورهء مباركهء معارج در زمينهء حرص بيان واضح و سخنى متين آمده كه دانستنش براى پىبردن به حقيقت حرص لازم است « 1 » :
كلمهء هلوع صفتى است كه از مادّهء « هاء ، لام ، عين » و مصدر هَلَع كه به معناى شدت حرص است ، اشتقاق شده و نيز گفتهاند كه كلمهء نامبرده را دو آيهء بعد تفسير كرده .
پس هلوع كسى است كه هنگام برخورد با ناملايمات ، بسيار جزع مىكند و چون به خيرى مىرسد از انفاق به ديگران خوددارى مىنمايد .
و به نظر ما اين وجه بسيار خوبى است و سياق آيه هم با آن مناسب است ، چون از شكل دو جملهء :
[ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ]
« 2 » پيداست كه مىخواهد هلوع را معنا كند .
از نظر اعتبار عقلى ، هلوع همچنين كسى است ، چون آن حرصى كه جبلّى انسان است حرص بر هر چيزى نيست كه چه خير باشد و چه شر ، چه نافع باشد و چه ضارّ ، نسبت به آن حرص بورزد ، بلكه تنها حريص بر خير و نفع است ، آن هم
هامش
( 1 ) - الميزان : 20 / 13 .
( 2 ) - و هنگامى كه خير و خوشى [ و مال و رفاهى ] به او رسد ، بى تاب است ، معارج ( 70 ) : 21 .