به خدا قسم كه اميرالمؤمنين را ديدم كه در محراب ايستاده ، نزد پروردگار خود تضرع و استغاثه مىكرد ، مانند كسى كه او را مار گزيده باشد و مىگريست ، مانند كسى كه مصيبت عظيمى به او رسيده باشد و گويا در گوش من است كه مكرر مىفرمود :
آه ، آه ، از كمى توشه و طول سفر و وحشت و تنهايى ؛ آه ، آه از عظمت شدت اهوالى كه ناچار بايد وارد آن ها شد « 1 » .
احوال ائمه و انبيا عليهم السلام در ساير كتب والسنهء اخبار مشهور است و خلاصهء آن ها در « مفتاح الجنان » مذكور است ، پس تو خود را نزد خدا عزيزتر و گرامىتر مىدانى ؟
شيعهء واقعى
از خدا بترس و بر خود رحم كن و جزم بدان كه اگر به راستى از شيعيان بودى عمل مىكردى و فرامين اولياى خدا را به كار مىبستى و از كردار دشمنان اجتناب مىنمودى ، امروز اسم دوستى ايشان ، تو را از اصرار بر افعال شنيعه و شركت با دشمنان ايشان در اعمال فضيحه باز نداشت ، پس در حفظ از چنان فزع اكبر و هول گيرو دار محشر و رفاقت و شراكت عاصيان ايشان در روز جزا كه لازمهء هر عمل خطايى است ، چگونه خاطر جمع مىتوان شد ؟
از اين جهت حضرت امام باقر عليه السلام بنا به نقل « اصول كافى » در باب تقوا مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : حكمت 77 ؛ المناقب : 2 / 103 ؛ بحار الأنوار : 70 / 128 ، باب 122 ، حديث 133 .