از ساده دلى چون گذرى عالم هستى است * در زير زمين دامن صحرايى اگر هست
بر گرد جهان دور زدن بر تو حلال است * خورشيد صفت ديدهء بينايى اگر هست
بر طوطى جان تلخى غربت ننمايد * در خانهء دل آيينهء سيمايى اگر هست
گر دست فشاندن به دو عالم نتوانى * در دامن عزلت بشكن پايى اگر هست
صائب دل پر خون بود و ديدهء خونبار * در مجلس تو ديدهء بينايى اگر هست « 1 »
هامش
( 1 ) - صائب تبريزى .