بر فضاى زندگى حاكم بودند و ابراهيم با آنان در هيچ موردى خط مشترك نداشت .
كنارهگيرى كرد تا درس كنارهگيرى را به همهء پاكان و موحدان بدهد و به مؤمنان اين پيام را برساند كه اگر قدرت سرنگونى طاغوت را نداشتيد ، از آنان كنارهگيرى كنيد تا وسايل كوبيدن آنان براى شما فراهم آيد ، ابراهيم گفت :
من از شما و بتانى كه به جاى معبود حق مىپرستيد ، دورى مىگزينم و خداى يكتا را مىخوانم اميدوارم كه از پيشگاه رحمتش محروم نشوم .
چون ابراهيم از آن قوم و بتهايى كه مىپرستيدند ، دورى جست و گوشه گرفت و مخالفت همه جانبهء خود را عملًا اعلام كرد ، خداوند بزرگ به لطف و رحمتش ، اسحاق و يعقوب را به او عنايت كرد و اسحاق و يعقوب را شرف نبوت بخشيد .
روايات و عزلت
هم چنان كه در مقدمهء روايت اشاره شد ، عزلت در اسلام به معناى جدايى و كنارهگيرى از فاسدان و ناپاكان است ، براى اين كه انسان بتواند از اثرگيرى و رنگپذيرى از آنان در امان بماند و تا بتواند تا ريشهكن كردن فساد فاسدان حركت كند .
در عزلت به اين مفهوم روايات مهمى وارد شده كه لازم است به قسمتى از آن ها اشاره شود .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
به يكى از انبياى بنى اسرائيل وحى شد : اگر لقاى مرا در فرداى قيامت در حظيرهء قدس دوست دارى ، در دنيا تنها ، غريب ، غصه دار و وحشتزده از مردم باش ، همانند پرندهاى تنها كه در سرزمين بىآب و علف پر مىزند و از سر درختان مىخورد و از آب چشمهها مىآشامد و چون شب مىرسد به لانهء تنهايى مىرود