مؤمنى كه گمنام باشد ، گمنامىاش به اين باشد كه اگر در مجلسى حاضر شود او را نشناسند و اگر غايب گردد او را نجويند ، چنين مؤمنانى در راه خدا چراغهاى هدايتند و در شب تاريك زندگى ، نشانهاى سير و حركت به سوى صراط قويم ، اينان در بين مردم با فساد و سخنچينى زندگى نمىكنند و اسرار و عيوب بندگان را فاش نمىنمايند ، حق تعالى درهاى رحمتش را به روى آنان مىگشايد و عقوبت و رنج را از آنان برمىدارد .
قرآن و عزلت
كتاب الهى كه مبين تمام حقايق و بازگوكنندهء واقعيتهاى اصيل است در مسئلهء اعتزال و گوشهگيرى از قومى كه انسان قدرت بر هدايت آنان را ندارد و بودن در بين آنان جز ضرر و خسارت براى انسان چيزى ندارد و كنارهگيرى از آن قوم ، تثبيت هدايت انسان و گاهى تأمين نيرو براى نجات قوم به وقت بازگشتن از مقام عزلت است ، مىفرمايد :
[ وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً ]
« 1 » .
و [ پس از مشورت و گفتگو با يكديگر چنين گفتند : ] اكنون كه از آنان و آنچه غير خدا مىپرستند ، كناره گرفتهايد ، پس به اين غار پناه گيريد تا پروردگارتان از رحمتش بر شما بگستراند و در كارتان آسايش و آسانى فراهم آورد .
اين بزرگواران براى نجات دين خود ، از شر نابكاران از قوم خود كناره گرفتند و بر اساس جملهء آخر آيه در اين اميد بودند كه در سنگر عزلت علاوه بر حفظ سلامت
هامش
( 1 ) - كهف ( 18 ) : 16 .