به كار بردى به سلامت رسيدهاى و بدون حاجب و مانع به دوست حقيقى خود ، حضرت رب العزه متصل شدهاى .
در فضاى سلامت و درستى ، قلب منبع واردات الهى مىگردد و نفس به مقام قدس ميل پيدا مىكند و روح براى پرواز در اوج ملكوت آماده مىشود و انسان لذت خلوت با دوست را به كام جان خواهد چشيد و در اين هنگام ساقى ، جام مىعشق و محبت به كام عاشق خواهد ريخت ، به نحوى كه انسان به شور و مستى دائم دست يابد و هر لحظه با زبان حال به پيشگاه محبوب حقيقى خواهد گفت :
اى رشتهء جانم را با وصل تو پيوندى * وز سلسلهء زلفت بر پاى دلم بندى
نى كشور خوبى را باشد چو تو سلطانى * نى در همه عالم باشد به تو مانندى
دل را نبود در بر بىعشق تو آرامى * جان را نبود با تن بىمهر تو پيوندى
از بندگيت دارم صد شكر عجب نبود * گر بندهاى آزادى دارد زخداوندى
در عشق نصيحتها گويند چرا ليكن * مشنو كه شود عاقل ديوانهء هر پندى
سر دل عاشق را انكار كند عاقل * كين نكته نمىگنجد در فهم خردمندى
هم سرو قدت فارغ از نسبت همتايى * هم ماه رخت ايمن از تهمت مانندى
گر اهل دلى وقتى دل داد به جانانى * ما جان گرامى را داديم به دلبندى