حسين عليه السلام را شنيد سه مرتبه از دل پاك آه دردناك كشيد و بىخود افتاد و كسى ديگر تا آخر عمر او را سخنگو و خندهروى نديد و الحق جاى آن بوده « 1 » .
و اين همه در وقتى بوده كه در ارض طوس زندگى مىكرده و مردم را به مسائل الهيه آشنا مىكرده است .
راوى بزرگوار ، مرحوم حاج شيخ عباس قمى در « سفينة البحار » « 2 » ربيع را مردى موثق و شيعه و قابل اطمينان مىداند .
مرحوم آيت اللّه حاج سيد هبة الدين شهرستانى صاحب كتاب « الهيئة و الاسلام » ، استدلالاتى ذكر مىكند كه صحت ايمان و عمل و تشيع و وثاقت ربيع را ثابت مىنمايد و سخن مخالفين از علما را رد مىنمايد .
علت اين كه بعضى از علما روى توجه از وى برگردانند جملهاى است كه نصر بن مزاحم در كتاب « صفين » نقل مىكند كه :
ربيع نسبت به حقانيت جنگ اميرالمؤمنين در واقعهء صفين شك داشت و از حضرت درخواست كرد كه او را به جنگ با كفار در مرزها بفرستد ! !
در هر صورت جنبهء مثبت قضيه و به خصوص توجه بسيارى از علماى بزرگ شيعه از بار منفى قضيه سنگينتر است و مىتوان به وثاقت و ايمان و درستى ربيع مطمئن شد .
اما اين كه نام او در ضمن چند روايت امام صادق عليه السلام در كتاب « مصباح الشريعة » آمده ، دو احتمال مىتوان داد :
يكى آن كه بر اساس موثق بودن ربيع حضرت نام او و گوشهاى از اعمالش را ذكر كردهاند ، تا پند و درسى براى ديگران باشد كه اين نكته نسبت به اصحاب ائمه زياد
هامش
( 1 ) - سفينة البحار : 3 / 293 ، باب الراء بعده الباء .
( 2 ) - سفينة البحار : 3 / 294 ، باب الراء بعده الباء .