تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
عقور غضب بر ملك عقل برگزيده و پيوسته در مأمن بىشرمى آرميده و از مضمار شيران مصاف عبوديت گوساله‌وار رميده ! ! با اين حساب چرا سر شرمسارى به حالت ركوع به زير نيندازد و در خجالت از آقاى خود قرار نگيرد و با تمام وجود در برابر آن بىنياز محسن فرياد نزند : « سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ » .
من چه در پاى تو ريزم كه سزاى تو بود * سر نه چيزيست كه شايستهء پاى تو بود خرم آن روى كه در روى تو باشد همه عمر * وين نباشد مگر آن وقت كه راى تو بود ذره‌اى در همه اجزاى من مسكين نيست * كه نه آن ذره معلق به هواى تو بود تا تو را جاى شد اى سرو روان در دل من * هيچ كس مى نپسندم كه به جاى تو بود
خوش بود نالهء دل سوختگان از سر درد * خاصه دردى كه به اميد دواى تو بود ملك دنيا همه با همت سعدى هيچ است * پادشاهيش همين بس كه گداى تو بود « 1 »
هامش
( 1 ) - سعدى .