اى داود ! روزهاى پنجشنبه اعمال شما بر ما عرضه مىشود ، در پروندهات چيزى ديدم كه مرا خوشحال كرد و آن صلهء تو دربارهء پسر عمويت بود ، اين صله مرگ او را نزديك مىكند و از رزق تو چيزى كم نمىنمايد ، داود مىگويد : پسر عمويى داشتم ناصبى كه داراى فرزندان زياد بود و احتياج به مال داشت ، چون خواستم به مكه روم سفارش كردم به او از مال من كمك كنند ، وقتى خدمت حضرت رسيدم مرا از اين عملم خبر داد « 1 » .
منصور دوانيقى به حضرت صادق عليه السلام عرضه داشت :
حديثى در صلهء رحم بگو تا مهدى پسرم را از آن خبر دهم ، فرمود : پدرانم از جدم على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردند : مردى سه سال بيشتر از عمرش باقى نيست صلهء رحم بجا مىآورد ، خداوند آن را سى سال قرار مىدهد و مردى سى سال از عمرش باقى است قطع رحم مىكند خداوند آن را سه سال قرار مىدهد .
سپس اين آيه را تلاوت فرمود :
[ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ]
« 2 » .
خدا هر چه را بخواهد محو مىكند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا مىنمايد و " امّ الكتاب " نزد اوست .
منصور عرضه داشت : اين حديث منظورم نبود .
فرمود : همانگونه پدرانم از على عليه السلام از رسول اسلام صلى الله عليه و آله نقل كردهاند :
صلهء رحم آباد كنندهء ديار و اضافه كنندهء عمرهاست اگر چه اهلش از اخيار
هامش
( 1 ) - الأمالى ، طوسى : 413 ، المجلس الرابع ، حديث 929 ؛ وسائل الشيعة : 16 / 111 ، باب 101 ، حديث 21116 ؛ بحار الأنوار : 71 / 93 ، باب 3 ، حديث 20 .
( 2 ) - رعد ( 13 ) : 39 .