به قول الهى آن عاشق وارسته :
عاشقيم و رنديم و مىپرستيم * سر خوشيم و مست از مى الستيم
غير عشق يارى به كعبهء دل * هر چه بود بت بود و بت شكستيم
جز كمند گيسوى آن پرى رخ * شكر ايزد از هر كمند جستيم
دل زهر چه جز عشق حق بريديم * ديده از رخ غير يار بستيم
غير عشق بازى زهر گناهى * توبه كرده وز هر جريمه رستيم
در رخ نكويان وفا نديديم * وز همه بجز يار خود گسستيم
سالكان راه حجاز وصليم * سوى كعبه احرام عشق بستيم
كس چه داند از نيك و بد الهى * چيستيم ازوييم هر چه هستيم