آدميزاده اگر بىادب است آدم نيست * فرق در جنس بنى آدم و حيوان ادب است
اولياى الهى ، عارفان عاشق ، وارستگان با فضيلت ، از هر فرصتى براى تهذيب نفس و تزكيه دل و مؤدب شدن خويش به آداب الهى استفاده مىكردند .
در اين راه تلخىها مىچشيدند ، رياضتهاى شرعيه مىكشيدند ، تمرينها مىكردند و آنچه را ملاك كار و عمل قرار مىدادند فقط و فقط رضايت حضرت حق بود .
حكايتى از مبارزه با نفس
سال 1364 هجرى شمسى در اصفهان براى سخنرانى دعوت شده بودم .
مىدانستم اصفهان روزگارى مركز زندگى بسيارى از اولياى خدا و عالمان كامل بود .
شهر ، شهر حكيمان ، فقيهان ، فيلسوفان ، عارفان ، عاشقان ، كاملان و شهيدان خداست ، بر همگان لازم است كه اين حيثيات و سرمايههاى اين شهر را حفظ كنند .
در مدت اقامتم ، عاشقانه به دنبال زيارت قبور مردان الهى ، يا آنان كه چهرههاى الهى را زيارت كرده ، بودم .
بيشتر گشتم ، كمتر موفق شدم ، سرمايههاى عظيم از دنيا رفته بودند ، در گوشه و كنار شهر به ندرت كسانى پيدا مىشدند كه يا خود اهل حال بودند يا با اهل حال گذشته سر و سرّى داشتند .
يك شب چهرهاى نورانى در جلسهاى كه براى تبليغ به پا بود حضور يافت ، قيافه ملكوتى او مرا جذب كرد ، از احوالش پرسيدم ، گفتند : عالمى بزرگوار و سيدى