را به يكى از قصايد توحيديه سعدى در اين زمينه جلب مىكنم .
فضل خداى را كه تواند شمار كرد * يا كيست آن كه شكر يكى از هزار كرد
آن صانع لطيف كه بر فرش كائنات * چندين هزار صورت الوان نگار كرد
تركيب آسمان و طلوع ستارگان * از بهر عبرت نظر هوشيار كرد
بحر آفريد و بر و درختان و آدمى * خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار كرد
الوان نعمتى كه نشايد سپاس گفت * اسباب راحتى كه ندانى شمار كرد
اجزاى خاك مرده به تشريف آفتاب * بستان ميوه و چمن و لالهزار كرد
ابر آب داد بيخ درختان تشنه را * شاخ برهنه پيرهنش نوبهار كرد
چندين هزار منظر زيبا بيافريد * تا كيست كو نظر زسر اعتبار كرد « 1 »
هامش
( 1 ) - مواعظ : سعدى .