مقامات روحى بلندترى برخوردارند با ديدن بهشت و بوييدن آن دسته گل راضى به موت نمىشوند و علاقه دارند جهت تهيهء توشهء بيشتر براى آخرت خود در دنيا به مانند .
چون ملكالموت عدم رضايت آنان را به موت اعلام مىكند خداوند مىفرمايد : به بالينش حاضر شو كه اين بار براى حركت به آخرت آمده است ! چون ملكالموت براى مرتبهء سوم به بالين مؤمن مىآيد ، مىبيند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از طرف راست و على عليه السلام از طرف چپ و حسن و حسين عليهما السلام از دو طرف پاى محتضر و حضرت زهرا عليها السلام و ساير ائمه عليهم السلام گرداگرد او صف كشيده و روح پاك افرادى چون سلمان و ابوذر آنجا حاضر است ، ملكالموت مىگويد : خوشا به حال تو اى مؤمن كه پيامبر و اوصياى او همه به ديدنت آمدهاند ، اگر اجازه دهى تو را قبض روح كنم كه با آنها در بهشت برين قدم گذارى ، محتضر مىگويد : زود مرا قبض روح كن ؛ زيرا با آمدن مواليانم موت بر من گوارا است ، پس ملك الموت در كمال محبت و آسانى وى را قبض روح مىكند « 1 » !
حضور معصوم بر بالين مؤمن محتضر
« سفينة البحار » « 2 » از حارث اعور همدانى نقل شده است كه :
در نخلستان كوفه حضور مبارك امام على عليه السلام مشرف شدم و پيرمردى را حضور آن جناب ديدم ، از حضرت پرسيدم : اين پيرمرد كيست كه تاكنون او را نديدهام ؟
فرمود : خضر است از من مىپرسد از عمر دنيا چقدر باقى مانده و من از او سؤال مىكنم از عمر دنيا چه اندازه رفته و من به آنچه از آن پرسيد داناترم .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 6 / 196 ، باب 7 ، حديث 49 ، با كمى اختلاف .
( 2 ) - سفينة البحار : 1 / 238 .