آن نمازى كه او به آن امر فرموده ، به جا آوردنش بايد انسان را از همه فحشا و منكرات باز دارد و آدمى را تا پيشگاه قرب حضرتش رهنمون گردد و براى دين و ايمان انسان به منزلهء عمود خيمه باشد و باطن آدمى را به معراج برده و به نقطهء وصل برساند .
در روايتى از رسول اسلام آمده :
خداوند به نمازى كه قلب نمازگزار با بدنش هماهنگ نباشد ، نمىنگرد « 1 » .
و در جاى ديگر فرموده :
خشوع زينت نماز است « 2 » .
نمازگزاران واقعى
عارف معارف الهى مرحوم ملكى تبريزى در كتابش به چند روايت كه نمايانگر حال نمازگزاران واقعى است به اين مضمون اشاره فرموده :
ابراهيم عليه السلام به وقت نماز ، سينهاش همچون ديگ جوشان در اضطراب بود .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به وقت نماز حال عجيبى داشت كه كسى را به آن حال نديده بودند .
يكى از همسران حضرت مىگويد :
پيامبر با ما سخن مىگفت و ما با آن جناب حرف مىزديم ، ولى به محض رسيدن وقت نماز ، گويى اصلًا ما را نمىشناسد و ما هم او را نمىشناسيم .
اميرالمؤمنين عليه السلام وقتى وضو مىگرفت ، رنگ چهرهاش از خوف خدا تغيير مىكرد و به وقت نماز بدنش مىلرزيد و رنگ مىباخت . به او مىگفتند : شما را چه مىشود ؟ مىفرمود :
هامش
( 1 ) - / المحاسن : 1 / 406 .
( 2 ) - / جامع الأخبار : 337 ؛ بحار الأنوار : 74 / 133 ، باب 6 ، حديث 41 .