آنان كه به وقت رسيدن نماز ، از همه چيز دست مىكشند و با كمال اشتياق به سوى پيشگاه آن حضرت روانه مىشوند و با تمام هستى خود به مملكت نماز وارد مىشوند و در محضر حضرت حق به وسيلهء نماز با زبان حال عرضه مىدارند :
ساقيا بده جامى زان شراب روحانى * تا دمى برآسايم زين حجاب جسمانى
بهر امتحان اى دوست گر طلب كنى جان را * آن چنان بر افشانم كز طلب خجل مانى
بىوفا نگار من مىكند به كار من * خندههاى زير لب عشوههاى پنهانى
دين و دل به يك ديدن باختيم و خرسنديم * در قمار عشق اى دل كى بود پشيمانى
ما زدوست غير از دوست مطلبى نمىخواهيم * حور و جنت اى زاهد بر تو باد ارزانى
رسم و عادت رندى است از رسوم بگذشتن * آستين اين ژنده مىكند گريبانى
زاهدى به ميخانه سرخ رو زمى ديدم * گفتمش مبارك باد بر تو اين مسلمانى
زلف و كاكل او را چون به ياد مىآرم * مىنهم پريشانى بر سر پريشانى
خانهء دل ما را از كرم عمارت كن * پيش از آن كه اين خانه رو نهد به ويرانى