يا آن كه بنوشى دو سه جامى تو از اين مى * تا آن كه بپوشم زهلاك تو نظر را
لرزيد از اين بيم جوان بر خود و جا داشت * كز ترس فتد لرزه به تن ضيغم نر را
گفتا پدر و مادر من هر دو عزيزند * هرگز نكنم ترك ادب اين دو نفر را
لكن چو به مى دفع شر از خويش توان كرد * نوشم دو سه جامى و كنم دفع خطر را
نوشيد دو جامى و چو شد خيره زمستى * هم مادر خود را زد و هم كشت پدر را
اى كاش شود خشك بن تاك و خداوند * زين مايهء شر حفظ كند نوع بشر را « 1 »
2 - قمار
قمار ، عمل پليدى است كه مانند شراب مخترعش شيطان است و از علل كينه و دشمنى بين مردم است .
مالى كه از قمار به دست مىآيد ، بر اساس آيات و روايات حرام است و با آن مال هيچ برنامهاى نمىتوان داشت و بر به دست آورندهء مال واجب است كه آن مال را به صاحبش بازگرداند .
قمار ، برنامه كثيفى است كه مايهء دشمنى و علت رنجش و كينهتوزى است .
قمارباز اگر ببازد دشمن برنده مىشود و اگر ببرد ، بازنده دشمن او مىگردد ، كمتر مجلسى براى قمار تشكيل مىشود كه در آن نزاع و كينه برنخيزد و چه بسا
هامش
( 1 ) - ايرج ميرزا .