لباس عادى است كه انسان ميلش به اطاعت از دوست و شكر و ذكر او قوى و زياد است .
انسان ، وقتى پوشاك و خوراك و محل زندگى را ساده گرفت ، از بسيارى از گناهان در امان خواهد ماند و به بسيارى از فضايل آراستهتر خواهد شد .
عاشقان زندگى با تجمل ، براى فراهم آوردن تجمل هرگز قناعت به دادهء حق نمىكنند ، بلكه براى ارضاى هوى و هوس به انواع محرمات كسبى و اخلاقى و عملى آلوده مىشوند ، ولى عاشقان حق هميشه بر اساس عشقشان قانع به دادهء حقند و به خاطر لباس و خوراك و محل زندگى به گناه و آلودگى و خباثت دچار نمىشوند ، خداشناسان در گرسنگى و سيرى ، در دارايى و ندارى ، در سلامت و مرض ، شاكر و ذاكر و مطيعند و براى رسيدن به وصال در آرزوى پايان عمرند ، تا جام شيرين مرگ را در كشيده و مستانه به سوى يار و لقاى حضرت او حركت كنند .
به قول شوريدهء ميدان عشق ، حافظ شيرازى :
خرم آن روز كزين منزل ويران بروم * راحت جان طلبم وز پى جانان بروم
گرچه دانم كه به جايى نبرد راه غريب * من به بوى سر آن زلف پريشان بروم
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت * رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم
چون صبا با تن بيمار و دل بىطاقت * به هوادارى آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت * با دل زخم كش و ديدهء گريان بروم
نذر كردم گر ازين غم به در آيم روزى * تا در ميكده شادان و غزلخوان بروم
به هوادارى او ذره صفت رقص كنان * تا لب چشمهء خورشيد درخشان بروم
تازيان را غم احوال گرانباران نيست * پارسايان مددى تا خوش و آسان بروم
ورچو حافظ ز بيابان نبرم ره بيرون * همره كوكبهء آصف دوران بروم
حضرت على عليه السلام در زمانى كه عهده دار امور مملكت پهناور اسلامى بود ، به