ششم : نيّت كسى است كه خدا را فقط به خاطر اين كه شأن حضرت اوست عبادت شود ، عبادت مىكند و اين نيّت صديقين است ، چنانچه سرحلقهء عاشقان اميرمؤمنان امام عارفان عليه السلام مىگفت :
ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَلا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ وَلكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ « 1 » .
خداوندا ! تو را از ترس آتش و طمع به بهشت بندگى نمىكنم ، تو را اهل اين يافتم كه بايد عبادت شوى ، پس تو را عبادت مىكنم .
هفتم : نيّت كسى است كه عبادتش به خاطر عشق به اوست و مسئلهء عشق به اين صورت از برترين درجهء مقربين است ، عاشق فقط رضاى معشوق را مىخواهد ، به ثواب و عقاب كار ندارد ، عشق حق وقتى بر قلب حاكم شود ، قلب را از تمام محبتها پاك مىكند و آن قلب جز رضاى معشوق چيزى را نمىطلبد .
فيض كاشانى آن عاشق بيدار و آن دلدادهء بينا مىگويد :
اى خدا اين درد را درمان مكن * عاشقان را بىسر و سامان مكن
درد عشق تو دواى جان ماست * جز به دردت درد ما درمان مكن
از غم خود جان ما را تازه دار * جز به غم دلهاى ما شادان مكن
خان و مان ما غم تو بس بود * خان و مانى بهر بىسامان مكن
شربت وصلت ز بيماران عشق * وا مگير و خسته را بيجان مكن
رشتهء جان را به عشق خود ببند * جان ما جز در غمت نالان مكن « 2 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 67 / 186 ، باب 53 .
( 2 ) - فيض كاشانى .