هيچگونه داروى تلخ طبيعت روگردان نمىباشد و شخص بازرگان براى سود تجارت خود تمام خطرات دريا و صحرا را بر خود هموار مىسازد و بالاخره كار خود را به خدا كه بيناى به بندگان است تفويض نمايد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : اخلاق نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله اين نبود كه هرگاه چيزى از او گرفته شود ، بگويد اگر غير از اينطور مىشد ، بهتر بود .
يعنى حضرتش در برابر هرگونه قضاى الهى تسليم بود و چون و چرايى نداشت ، وَفَتْحُ الْقَلْبِ فى الرِّضا عَنِ اللّهِ .
بيان دو طريق براى ايجاد رضايت
آرى ، دوستى محبوب كارى مىكند كه انسان در برابر تمام خواستهها و افعال او راضى باشد و دم از اعتراض نزند و اين معنى از دو راه متصوّر است .
يكى آن كه به كلّى نيروى احساس درد را در خود خنثى نمايد ، چنان كه جاى دردخيز را در خود مشاهده كند ولى ناراحت نگردد ، جراحت را بر بدنش احساس كند امّا از درد خبردار نشود ، بهترين نمونهاش مرد مبارزى است كه در ميدان كارزار در حالى كه به تمام معنى خشمگين شده ، يا ترسى بر او وارد گرديده ، مجروح مىشود و او از اين جراحت خبردار نمىگردد ، ولى وقتى بدن خود را خونين ديد ، متوجه مىشود كه جراحتى بر بدنش وارد آمده ، بالاتر از اين آدمى كه براى انجام كار قريب الفوتى كه با عجله مىدود ، تصادفاً خارى به پايش فرو مىرود و او از آنجا كه تمام فكرش متوجه انجام كار است از خار و سوزش آن خبر نمىشود ! !
علت اين معنا آن است كه قلب آدمى وقتى مستغرق به امرى است از غير آن غافل است .
همچنين شخص عاشقى كه اصولًا كليه همّ و غمّ خود را مصروف مشاهده