ملكوتى و معنوى ساخته و او را تبديل به منبع خير و بركت نمايد .
در زمينهء قوّهء علميّه و عمليّه كه دو علّت براى قداست و پاكى روح است يكى از بزرگان عصر به سورهء والعصر تكيه كرده و عقيده دارد آنان كه از بند خسارات آزادند ، همانانند كه منوّر به نور علم و متحرّك به حركت عملى هستند و اين معنايى است كه از سورهء مباركه والعصر استفاده مىشود .
قسم به زمان ، انسان در زيان است ، يعنى آنان كه مشغول به امور مادّى طبيعى شده و جز اين دنيا و آنچه در اوست چيزى نشناختهاند و جان آنان هم چون ماهى در آب دريا ، در حيوانيّت محض غرق است .
مگر آنان كه ايمان آوردند ، يعنى دل آنان و عقلشان به نور معرفت و آگاهى به معاد و شناخت پيامبران و امامان عليهم السلام و وظايف و مسئوليّتها كه عبارت از قوّهء نظريه است روشن شد .
و به اجراى دستورها و انجام عمل صالح برخاستند ، يعنى در جهت عمل به كلّيهء برنامههاى الهى كامل شدند .
و مردم را به حق سفارش كردند ، يعنى در مقام تعليم مردم نسبت به توحيد و نبوّت و امامت و فضائل انسانى برآمدند .
و مردم را به صبر سفارش كردند ، يعنى راه متخلّق شدن به اخلاق الهى را به مردم نمايانده و تا جايى كه جان آنان را از آلودگىها پاك كنند كوشيدند .
در هر صورت ، سرّ و برّ الهى كه باعث تقدّس ارواح عارفان شده ، همان علم و عملى است كه خداوند آنان را با لطف و رحمتش به آن هدايت فرموده .
عارف رومى در مقام نصيحت انسان چنين سروده :
پيشتر آ پيشتر اى بوالوفا * از من و ما بگذر و زودتر بيا
پيشتر آ در گذر از ما و من * پيشتر آ تا نه تو باشى نه ما