نداى نور فشان روشنايى دل و جان * نداى شرك زدا ، لااله الّا هو
سروش هاتف غيب اين ندا به جان در داد * دلا تو هم بسرا ، لااله الّا هو
چو گوش هوش بدادم منادى حق را * شنيدم از همه جا ، لااله الّا هو
خدا گواه و ملايك گواه و دانايان * كَفى بِهِمْ شُهَدا ، لااله الّا هو
نظر به عالم جان كردم از دريچهء دل * نديده ديده سوا ، لااله الّا هو
نوشته گِرد خط مهوشان به خط غبار * به كِلك صنع خدا ، لااله الّا هو
اشارههاى خوش چشم مست محبوبان * به غمزه كرد ادا ، لااله الّا هو
( فيض كاشانى )