پرش به محتوای اصلی

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحه 188

پدیدآورندگان:

ص۱۸۸
[ « 7 » وَ كَمْ مِنْ بَاغٍ بَغَانِي بِمَكَايِدِهِ وَ نَصَبَ لِي شَرَكَ مَصَايِدِهِ وَ وَكَّلَ بِي تَفَقُّدَ رِعَايَتِهِ وَ أَضْبَأَ إِلَيَّ إِضْبَاءَ السَّبُعِ لِطَرِيدَتِهِ انْتِظَاراً لِانْتِهَازِ الْفُرْصَةِ لِفَرِيسَتِهِ وَ هُوَ يُظْهِرُ لِي بَشَاشَةَ الْمَلَقِ وَ يَنْظُرُنِي عَلَى شِدَّةِ الْحَنَقِ « 8 » فَلَمَّا رَأَيْتَ - يَا إِلَهِي تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ - دَغَلَ سَرِيرَتِهِ وَ قُبْحَ مَا انْطَوَى عَلَيهِ أَرْكَسْتَهُ لِأُمِّ رَأْسِهِ فِي زُبْيَتِهِ وَ رَدَدْتَهُ فِي مَهْوَى حُفْرَتِهِ فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطَالَتِهِ ذَلِيلًا فِي رِبَقِ حِبَالَتِهِ الَّتِي كَانَ يُقَدِّرُ أَنْ يَرَانِي فِيهَا وَ قَدْ كَادَ أَنْ يَحُلَّ بِي لَوْ لَا رَحْمَتُكَ مَا حَلَّ بِسَاحَتِهِ ] و چه بسيار متجاوزى كه با حيله‌هايش به حقوق من تجاوز كرد ، و دام‌هاى شكارش را برايم نهاد ، و مراقبت و نگهبانيش را بر من گماشت ، و چون درنده‌اى كه به انتظار به دست آوردن فرصت ، براى شكار كردن صيدش كمين نمايد ، در كمين من نشست ، در حالى كه خوش رويى چاپلوسى را برايم آشكار مىكند ، و با شدّت خشم مرا مىپايد . اى خداى من ! پربركت و بلند مرتبه‌اى ، هنگامى كه فساد باطن و زشتى آنچه را در دل و انديشه داشت ديدى ، او را با مغز در آن گودالى كه براى شكار كنده بود در انداختى ، و در پرتگاه حفره‌اش در افكندى ، تا پس از سركشيش ، با خوارى و خفت در بند دامى كه فكر مىكرد مرا در آن ببيند گرفتار شد ، و اگر رحمت تو نبود ، آنچه بر سر او آمد ، نزديك بود به سر من آيد .