هدف برساند از بزرگترين نعمتهاى حق بهرهمند گرديده است .
نكته ديگر اين كه : انسان در خواهش روزى مادّى و معنوى هيچ محدوديّتى ندارد ؛ زيرا ظرف وجودى او از جهت روحى و درونى مجرّد است و مىتواند به طور بىپايان سير تكاملى داشته باشد . روزى معنوى تا آنجا پيش رود كه رسيدن به مقام دنّو و نزديك شدن به خدا براى او منزلت و شرافت محسوب مىشود ، در آنجا كه حق متعال مىفرمايد :
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِمَآ أَوْحَى » « 1 »
در حالى كه در افق اعلا بود . * سپس نزديك رفت و نزديكتر شد ، * پس [ فاصلهاش با پيامبر ] به اندازه فاصلهء دو كمان گشت يا نزديكتر شد . *
آن گاه به بندهاش آنچه را بايد وحى مىكرد ، وحى كرد .
امّا روزى مادّى چون محدود به عالم ناسوت است و ناسوت هم در ظرف مادّه و طبيعت و اجسام است پس با اين محدوديّت به طور قهرى روزى مادّى انسان نيز به اندازهء ظرف وجودى او كفايت مىكند . و اگر بر خلاف اساس حكمت حق ؛ رزق و نعمت او بىنهايت باشد اعتقاد به جاودانگى در اين دنيا او را به طغيانگرى وا مىدارد . بنابراين دنيا و آخرت خويش را تباه مىسازد .
از اين رو اميرمؤمنان على عليه السلام در حكمت چنين امورى مىفرمايد :
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لايَفِرُهُ الْمَنْعُ وَ الْجُمُودُ وَ لايُكْدِيهِ الْاعْطاءُ وَ الْجُودُ اذْ كُلُّ مُعْطٍ مُنْتَقَصٌ سِواهُ ، وَ كُلُّ مانِعٍ مَذْمُومٌ ما خَلاهُ . هُوَ الْمَنّانُ بِفَوائِدِ النِّعَمِ وَ عَوائِدِ الْمَزيدِ وَ الْقِسَمِ . عِيالُهُ الْخَلائِقُ ، ضَمِنَ ارْزاقَهُمْ وَ قَدَّرَ اقْواتَهُمْ ، وَ نَهَجَ سَبيلَ الرَّاغِبينَ الَيْهِ ، وَ الطّالِبينَ ما لَدَيْهِ وَ لَيْسَ بِما سُئِلَ بِاجْوَدَ مِنْهُ
هامش
( 1 ) - نجم ( 53 ) : 7 - 10 .