گرسنه نماند جز با منع ثروتمند ، و خداوند و الا مقام گرسنگى فقيران را از ثروتمندان بازخواست خواهد كرد .
حضرت على عليه السلام هنگامى كه ابوذر رحمه الله را به ربذه تبعيد كردند ، به او فرمود :
يا اباذَرٍّ ! انَّكَ غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ . انَّ الْقَوْمَ خافُوكَ عَلى دُنْياهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلى دِينِكَ ، فَاتْرُكْ فى ايْدِيهِمْ ما خافُوكَ عَلَيْهِ ، وَ اهْرُبْ مِنْهُمْ بِما خِفْتَهُمْ عَلَيْهِ . فَما احْوَجَهُمْ الى ما مَنَعْتَهُمْ وَ ما اغْناكَ عَمّا مَنَعُوكَ وَ سَتَعْلَمُ مَنِ الرّابِحُ غَداً وَ الْاكْثَرُ حُسَّداً . « 1 »
اى ابوذر ! قطعاً تو براى خدا غضب كردى ، پس به همان خدايى كه براى او غضب كردى اميدوار باش . اين مردم از تو بر دنياى خود ترسيدند ، و تو بر دين خود از آنان ترسيدى ، پس آنچه را آنان ترسيدند در دستشان واگذار ، و به خاطر دينت كه بر آن مىترسى از ايشان بگريز . پس چه بسيار نيازمندند به آنچه آنان را از آن منع كردى ، و چه بسيار است بىنيازى تو از آنچه آنان تو را منع كردند و به زودى خواهيد فهميد سودكننده در فردا كيست ؟ ! و چه كسى بيش از ديگران مورد غبطه قرار خواهد گرفت .
بر اين اساس ، عزت و كرامت انسان در رشد حقيقت و ذات آدمى نهفته است . از اين رو نه قارون و فرعون و نمرود داراى كرامت و عزّت انسانى بودهاند و نه ابوذر و سلمان و عمّار و بلال حبشى ذلّت و كمبودى داشتند ؛ زيرا كمال آن است كه نگرش انسان در محور حق حركت كند و به عالىترين مراتب عقلانى و شعور الهى نايل آيد و نقصان آن است كه در جاده سقوط و در ورطهء شهوت و غضب و دركات حيوانيت سير كند . و در ظلمات زمين ، قربانى دامهاى شيطانى گردد .
در پايان دعا لازم است به اين نكته توجّه شود ، كه دنبال معيشت و روزى حلال
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 130 .