قَالَ رَبّ فَأَنظِرْنِى إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ * إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ » « 1 »
گفت : پروردگارا ! مرا تا روزى كه مردم برانگيخته مىشوند ، مهلت ده . *
[ خدا ] گفت : تو از مهلت يافتگانى ، * تا زمانى معين و معلوم .
ابليس با تمام تكبّر ؛ اميد خود را از درگاه حق با كلمهء ربّ آغاز كرد و چون در خواستهء خود جدّيت و جسارت نشان داد ، خداوند هم مهلتى محدود به خاطر حكمتهايى كه در راه آفرينش آدم بود به او عنايت فرمود ، سپس شيطان با كمال نامردى و پررويى گفت :
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « 2 »
گفت : به عزتت سوگند همهء آنان را گمراه مىكنم ، * مگر بندگان خالص شدهات را .
و حق سبحان هم كوتاه نيامده و با عزّت و شدّت فرمود :
قَالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ * لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَ مِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ » « 3 »
[ خدا ] گفت : سوگند به حق و فقط حق را مىگويم * كه بىترديد دوزخ را از تو و آنان كه از تو پيروى كنند ، از همگى پر خواهم كرد .
حضرت على عليه السلام در خطبهء آفرينش فرشتگان ، دليل مهلت خواستن ابليس را چنين بيان فرموده است :
هامش
( 1 ) - ص ( 38 ) : 79 - 81 .
( 2 ) - ص ( 38 ) : 82 - 83 .
( 3 ) - ص ( 38 ) : 84 - 85 .