حضرت صادق عليه السلام از قول يكى از حكما نقل مىكند كه فرموده :
الْيَأسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ اشَدُّ بَرْداً مِنَ الزَّمْهَريرِ . « 1 »
نااميدى از رحمت خدا به شدّت سردتر از زمهرير است .
كنايه از اينكه به قدرى اين حالت در وجود انسان حالت خنكى است كه هيچ عاقلى و عالمى و صاحب انديشهاى به آن اعتنا ندارد ، چرا كه گنهكار كه از هر جهت محدود است در برابر دريايى بىنهايت در بىنهايت از رحمت و لطف و كرم و احسان قرار دارد ، و نااميدى وى هيچ گونه قابل توجيه نيست .
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
يَبْعَثُ اللَّهُ الْمُقْنَطينَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مُغَلَّبَةً وُجُوهُهُمْ - يَعْنى غَلَبَةَ السَّوادِ عَلَى الْبَياضِ - ، فَيُقالُ لَهُمْ : هؤُلاءِ الْمُقْنِطُونَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعالى . « 2 »
نا اميدان را در قيامت به صورتى كه روسياهى آنان بر سپيد روئى شان غلبه دارد وارد محشر مىكنند ، سپس عليه آنان فرياد مىكشند : اينانند نااميدان از رحمت الهى .
حديثت نامه را تعويذ جان شد * قلم را نام تو ورد زبان شد
دگر از خود چه گلها مىتوان چيد * به راهت خار مغز استخوان شد
به نرمى با درشتان مىتوان ساخت * زبان هم خانهء دندان از آن شد
به اين راهى كه دل در پيش دارد * نيارد راهزن بى كاروان شد
به گيتى هر كه نام او سفر كرد * غريب عالم امن و امان شد
به خارپاى من تا ديده وا كرد * ز چشم نقش پايم خون روان شد
بكن كسب كمال از مى فروشان * به يك پيمانه آدم مىتوان شد
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 69 / 338 ، باب 120 ، حديث 1 ؛ الخصال : 2 / 348 ، حديث 21 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 69 / 338 ، باب 120 ، حديث 3 ؛ نوادر الراوندى : 18 .