استعدادها را از قوّه و خامى به فعليت و كمال برسانند و پس از آزمايش در نعمت و بلا ، انسانها شناخته مىشوند .
اگر امتحان در آسايش و مشكلات نباشد ؛ شكوفايى در استعداد و توانايىها رخ نمىدهد ؛ پس كارايى و شخصيت افراد در عرصههاى زندگى معلوم نمىگردد .
اميرمؤمنان على عليه السلام ، بيان شگفتانگيز در زمينهء فلسفه امتحانات الهى دارد ؛ كه مىفرمايد :
وَ انْ كانَ سُبْحانَهُ اعْلَمَ بِهِمْ مِنْ انْفُسِهِمْ وَلكِنْ لِتَظْهَرَ الْافْعالُ الَّتى بِها يُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَ الْعِقابُ . . . . « 1 »
اگرچه خداوند سبحان از خود آنها به آنها آگاهتر است ، ولى آزمايش براى اين است كه كارهايى كه سزاوار ثواب و اعمالى كه موجب كيفر است آشكار گردد .
مردم در برابر آزمايشهاى سخت خداوند به دو گروه تقسيم مىشوند :
عدّهاى از عهده آزمايشها برآمده و سرافراز و پيروز مىگردند .
عدّهاى از صحنههاى آزمايش برآشفته و سرافكنده و مردود مىشوند .
به عنوان نمونه مسأله ترس كه پيش مىآيد گروهى خود را مىبازند و به خاطر اين كه كوچكترين ضررى به آنها نرسد شانه از زير بار مسؤوليت خالى مىكنند ، در جنگها فرار مىكرده ، يا راه سازشكارى پيش مىگيرند و با عذر تراشى از اين كه ما ترس ضرر داريم عقب نشينى مىكنند ، اين شيوهء افراد بيمار دل و خودباخته است كه براى توجيه ارتباطهاى نامشروع با بيگانگان ، انتخاب مىكنند .
قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد :
فَتَرَى الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسرِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 93 .