سخن منع مىكند ، و شكمش را از طعام ، مگر در حد ضرورت و به خصوص از حرام نگاه مىدارد ، و نفسش را به روزه و قيام مىبندد ، عرضه داشتند :
پدران و مادرانمان فدايت ، اينان اولياى الهى هستند ؟
فرمود : اولياى الهى ساكت شدند و سكوتشان ذكر است ، و ديدند و ديدنشان عبرت است ، و گفتند و گفتارشان حكمت است ، و زندگى كردند و زندگيشان بين مردم بركت است ، اگر اجل معينى كه خدا بر آنان ثبت كرده ، نبود ، روحشان از خوف عذاب و شوق ثواب در قفس بدن نمىماند .
شيخ بهائى مىفرمايد :
اين حديث مشتمل بر نشانههاى مهم عارفان و صفات اولياى كامل الهى است .
اول : صمت و سكوت و حفظ زبان از حرف ناصواب است كه اين حقيقت براى انسان باب نجات است .
دوم : جوع و گرسنگى كه كليد خيرات است .
سوم : زحمت و رنج نفس در عبادت به روزهء روز و قيام شب .
چهارم : تفكر و انديشه كه بهتر از شصت سال عبادت است .
پنجم : ذكر است كه يك مورد آن كلمهء توحيد است « لا إله الا اللَّه » كه جاى شرح و بسط فوق العاده دارد ، و آن موكول به جاى خود است .
ششم : نظر به اعتبار است كه قرآن به آن دستور داده :
فَاعْتَبِرُوا يا اولِى الْأَبْصارِ » « 1 »
پس اى صاحبان بينش و بصيرت ! عبرت گيريد .
هفتم : گفتن به حكمت است و آن سخنى است كه صلاح دنيا و آخرت در آن باشد .
هامش
( 1 ) - حشر ( 59 ) : 2 .