دهيم ، حاضريم در خانهء خود از تو پذيرائى كنيم ، حاضريم تو را بپوشانيم ، حاضريم به تو پول بدهيم .
مرد شامى كه منتظر بود با عكس العمل شديدى برخورد كند ، و هرگز گمان نمىكرد با يك هم چو گذشت و اغماضى روبرو شود ، چنان منقلب شد كه گفت :
آرزو داشتم در آن وقت زمين شكافته مىشد و من به زمين فرو مىرفتم و چنين نشناخته و نسنجيده گستاخى نمىكردم ، تا آن ساعت براى من بر همه روى زمين كسى از حسين و پدرش مبغوضتر نبود ، و از اين ساعت ، كسى نزد من از او و پدرش محبوبتر نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) - نفثة المصدور ، محدّث قمى : 4 .