مَنْ اسْدى الى مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ آذاهُ بِالْكَلامِ اوْ مَنَّ عَلَيْهِ فَقَدْ ابْطَلَ صَدَقَتَهُ . « 1 »
كسى كه به مؤمنى چيزى عطا كند ، سپس وى را با زبانش بيازارد ، يا بر وى منّت بگذارد ، بدون شك كار خيرش را باطل و نابود ساخته است .
و نيز آن حضرت فرمود :
مَنِ اصْطَنَعَ الى اخيِهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ احْبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ ، وَثَبَّتَ وِزْرَهُ ، وَ لَمْ يَشْكُرْ لَهُ سَعْيَهُ . « 2 »
آن كه به برادر دينى خود خدمتى كند ، آنگاه بر وى منّت گذارد حضرت حق عملش را محو و نابود نمايد ، و بار سنگين آن عمل بر دوشش بجا ماند ، و از عمل خيرش بهرهاى نبرد .
دنيا زكف گذار چو دعوىّ دين كنى * آن قدر از آن بخواه كه تا صرف اين كنى
گر ديو نفس را چو سليمان كنى اسير * ملك مراد را همه زير نگين كنى
اى مرغ قدس دام تعلق زپا گسل * تا خود هم آشيانه روح الامين كنى
بس دانهها كه هست به ظاهر به هم شبيه * هان تا خزف تميز ز درّثمين كنى
مهرجهان مگير به دل كين محيل دون * نگذاردت كه ياد جهان آفرين كنى
زاهد به هوش باش كه دارد بسى قصور * آن طاعتى كه در طلب حور عين كنى
سر منزل وصال گرت باشد آرزو * بايد كه خويش پيرو اهل يقين كنى
دنيا و آخرت به مكافات برخورى * هشدار تا چه دانه نهان در زمين كنى
عمرت صغير صرف هوا گشته و هنوز * دارى به دل هوس كه چنين و چنان كنى
( صغير )
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة : 9 / 454 ، باب 37 ، حديث 12485 ؛ مستدرك الوسائل : 7 / 233 ، باب 34 ، حديث 8121 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 93 / 141 ، باب 15 ، حديث 4 ؛ الأمالى ، شيخ صدوق : 431 .