است .
همانطور كه در قرآن مجيد و روايات بسيار مهم آمده يقين با ايمان فرق مىكند ، و اهل ايمان با اهل يقين تفاوت دارند .
مؤمن دچار لغزش و گناه كبيره و اصرار بر صغيره و حتى دچار شك و ترديد و تزلزل مىشود ، اما صاحب يقين از تمام اين امور در امان و مصونيت است .
خواجه نصير الدين طوسى مىفرمايد :
« يقين مركّب از دو دانش است : علم به معلوم ، و علم به اين كه خلاف آن محال است .
و آن را سه مرتبه است : علم اليقين ، مانند شناختن آتش به دود ، و اين علمى است كه براى اهل نظر و استدلال از روى براهين به دست مىآيد . و عين اليقين مانند ديدن جسم آتش ، و آن علمى است كه براى برگزيدگان از مؤمنان از روى كشف به دست مىآيد . و حق اليقين مانند افتادن در آتش و سوختن به آن ، و آن علمى است كه براى اهل شهود و فناى در خدا از روى اتصال معنوى به دست مىآيد . »
و اين مرتبه از يقين ، كاملترين آن است كه حضرت سجّاد عليه السلام آن را از حضرت حق درخواست نموده ، يقينى كه با هيچ عامل ظاهرى و باطنى قابل شكستن نيست ، و هيچ گونه ترديد و شك و اضطرابى در آن راه ندارد .
اهل يقين كه از اصفيا و نخبگان عبّاد حضرت محبوبند ، حضرت امير المؤمنين عليه السلام دربارهء ايشان فرمود :
عَظُمَ الْخالِقُ فِى انْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دُونَهُ فِى اعْيُنِهِمْ . « 1 »
در ذات جانشان حضرت حق عظيم است و بس ، و غير او در چشمشان كوچك و پست است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 184 ، خطبهء همّام .