خداوندِ درياى خزر ، براى جلوگيرى از آن ، آب دريا را به ملاقات سيلابها مىفرستد ، و همان موقع كه بادهاى سرنوك و خزرى و ميانوا ، ابرها را براى باريدن به سوى جنوب حركت مىدهند ، آب پاك و تميز دريا به جلوى آبهاى گل آلود رودخانهها مىرود ، و با آنها مخلوط مىشود ، غلظت آنها رقيق مىگردد ، ريشهها و تخمها در اثر آب شور دريا از بين مىرود .
هنگامى كه اين بادها آرام گرفت ، بادهاى كراموا ، كناروا ، آفتاب بوشو وارد عمل مىشوند و اين آبها را سرازير كرده از مرداب ، داخل درياى خزر مىكنند و عمل تخليه مرداب از آبهاى گل آلود انجام مىشود .
بادهاى گيلوا ، درشتوا ، نيز مأمور فشار دادن آب مرداب از مشرق به سوى مغرب هستند و براى اختلاط آبها كمك مؤثّرى مىكنند .
آيا بشر اين عنايات را مىبيند و مىفهمد ، اگر مىبيند و مىفهمد چرا ناسپاسى مىكند ؟ !
بيا بگذر زتن جانى طلب كن * بده جان را و جانانى طلب كن
بيفشان آستين بر هر دو عالم * حريف پاك دامانى طلب كن
خرد خضر تو در ظلمات تن شد * از اين خضر آب حيوانى طلب كن
چو ما گر خاطر مجموع خواهى * سرزلف پريشانى طلب كن
زتير غمزه ابرو كمانى * به چشم خويش پيكانى طلب كن
به ديو نفس سركش همرهى چند * از او بگريز و انسانى طلب كن
به ذرات جهان كن چشم دل باز * ز هريك مهر تابانى طلب كن
تن خاكى بنه در ملك امكان * به ملك لامكان جانى طلب كن
زدست عارفان بزم وحدت * چو فرصت جام عرفانى طلب كن
( فرصت شيرازى )