انسان و نور قلب ، صفاى جان و روشنايى حيات و حرارت بخش زندگى و علت سلامت باطن و مايهء خير دنيا و آخرت است .
دين كه عبارت از عقايد حقّه ، اخلاق حسنه و اعمال صالحه است ، چون در وجود انسان تحقّق يابد و تمام شؤون آدمى به آن آراسته شود ، از اسارت بندهاى عالم خاك رهايى يافته و به عالم پاك راه پيدا كند و در خمخانهء وحدت جاى گيرد و از ساقى هستى پيمانه دريافت نمايد و به اذن او شراب وصل نوشد و به فوز عظيم نايل آيد .
به قول عارف شيدا مرحوم لامع :
آنان كه آرزوى روى تو اى ماهرو كنند * بايد كه سينه پاك ز هر آرزو كنند
آنان كه يافتند تو را در حريم دل * ديگر كجا به كعبه و بتخانه رو كنند
آلوده است خرقه به لوث ريا و زرق * مستان مگر به آب مىاش شستشو كنند
يابند آبرو به بر دوست آن كسان * با چهره خاك ميكده را رُفت و رو كنند
با گلشتن جمال تو عشّاق كى ديگر * باغ بهشت روضهء خُلد آرزو كنند
جز طاق ابروى تو نسازند سجده گاه * آنان كه خون خويشتن آب وضو كنند
( لامع )
دنيا و دنياپرستان
اگر رابطهء انسان با دنيا و عناصر آن بر اساس خواستههاى حق باشد به نحوى كه دنيا را براى ادامهء امور معيشت خود و زن و فرزندش و در جهت خدمت به خلق خدا از طريق انفاق ، صدقه ، زكات ، خمس و براى نيروگرفتن در راه عبادت حضرت حق و آبادى و آخرت بخواهد ، اين دنيا دارى و دنيا خواهى عين عبادت و محض خير و سعادت است و اسلام نه اين كه مخالفتى با چنين رابطهاى ندارد بلكه مشوّق انسان در مسير چنين تعلّق و رابطهاى است .