هدف خويش در حسد ورزيدن به كشتن مىدهد ، علاوه بر آن كه خود مىخواهد با سرنوشت و تقدير الهى نيز به ستيز برخيزد .
منصور فقيه مىگويد :
ألا قُلْ لِمَنْ كانَ لى حاسِداً * أتَدْرى عَلى مَنْ أسَأْتَ الأْدَبْ
أسَأْتَ عَلَى اللَّهِ فى فِعْلِهِ * إذا أنْتَ لَمْ تَرْضَ لى ما وَهَبْ
جَزاؤُكَ مِنْهُ الزّياداتُ لى * وَ أنْ لاتَنالَ الَّذى تَطْلُبُ « 1 »
هان ، به كسى كه نسبت به من حسد مىورزد بگو ، آيا مىدانى به چه كسى اسائهء ادب مىكنى ؟ به حضرت حق در كارهايش اسائهء ادب مىنمايى ، آنگاه كه از بخشش او نسبت به من احساس بىتابى و اظهار نارضايى مىنمايى .
جزا و عوائد تو از رهگذر حسد اين است كه بر پاداش من افزوده گردد و تو به مطلوب خويش دست نيابى .
چه خوب است انسان در همهء امور ، ديده از همه چيز برگيرد و جز به حضرت محبوب ننگرد ، در اين صورت است كه درون و باطن و نفس و روان از آرامش عجيبى برخوردار مىشود و ديو رذيلت انسان را رها كرده و جاى خود را به فرشتهء فضيلت خواهد داد . آنان كه بدون او زندگى مىكنند ، البته بايد دچار رذايل اخلاقى گردند و از پى آن گرفتار اضطراب و ناامنىِ درون شوند .
احكام حسادت
فقهاى بزرگ شيعه نسبت به حسود فتاواى جالبى دارند كه قسمتى از آن را مىخوانيد :
شيخ مفيد آن بزرگ مرد عالم اسلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - روانشناسى اسلامى : 249 .