شير ] در دو سال است [ و سفارش كرديم ] كه براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى كن ؛ بازگشت [ همه ] فقط به سوى من است .
جوانى سر از رأى مادر بتافت * دل دردمندش به آذر بتافت
چو بيچاره شد پيشش آورد مهد * كه اى سست مهر فراموش عهد
نه گريان و درمانده بودىّ و خُرد * كه شبها ز دست تو خوابم نبرد
نه در مهد نيروى و حالت نبود * مگس راندن از خود مجالت نبود
تو آنى كه از يك مگس رنجهاى * كه امروز سالار و سرپنجهاى
به حالى شوى باز در قعر گور * كه نتوانى از خويشتن دفع مور
دگر ديده كى بر فروزد چراغ * چو كرم لحد خورد پير دماغ
چو پوشيده چشمى ببينى كه راه * نبيند همى وقت رفتن به چاه
تو گر شكر كردى كه با ديدهاى * و گرنه تو هم چشم پوشيدهاى
معلّم نياموختت علم و راى * سرشت اين صفت در وجودت خداى
گرت حق ندادى دل حق نيوش * حقت عين باطل نمودى به گوش
( سعدى شيرازى )
21 و 22 - يارى ستمگران و خوار كردن ستمديدگان
عقل و شرع حكم مىكنند كه هرگونه كمكى به ستمگران كه آنان را در ظلم و ستمشان تشجيع كند و باعث ذلّت و خوارى ستمديده گردد و ضعيف را زير بار ظلم آنان به انواع سختىها دچار نمايد ، حرام و به شدّت ممنوع است .
آنان كه از ستمگران متابعت مىكنند و در هر كارى از آنان فرمان مىبرند و دستورهاى ظالمانهء آنان را اجرا مىنمايند ، اگر از اين ظالمان ستم پيشه و خائنان به انسان و انسانيت دست بردارند ، البته آتش ظلم و ستم خاموش و مظلومان از اسارت و مشقّت نجات پيدا مىكنند و به حقوق فردى و خانوادگى و اجتماعى و