خدا براى كسانى كه ايمان آورده و كار شايسته انجام دادهاند بهتر است . و [ اين حقيقت الهيه را ] جز شكيبايان در نمىيابند .
موسى عليه السلام هر چه به قارون در اين خصوص اصرار كرد سود نبخشيد و فايدهاى نداشت و قارون به گفتار موسى اعتنا نكرد و خود را بالاتر از آن ديد كه به فرمان حق سرفرود آورد .
موسى پس از مدتى زياد كه قارون را به راه خدا دعوت كرد و وى را با مواعظ حسنه پند داد ولى از به راه آمدن وى مأيوس شد از خدا خواست تا عذابش را بر او نازل كند و مردم را از فتنه و اغواى وى نجات دهد .
خدا دعاى موسى را مستجاب كرد و زمين را فرمود تا او و خانهء او را در خود فرو برد .
آن روز از اموال و خدم و حشم كسى كه او را يارى كند نبود ، تنها خدا بود كه مىتوانست به فريادش برسد و لكن او از خدا كمك نخواست .
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الأْرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرونَهُ مِنْ دُونِاللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ الْمُنْتَصِرينَ » « 1 »
پس او و خانهاش را در زمين فرو برديم ، و هيچ گروهى غير از خدا براى او نبود كه وى را [ براى رهايى از عذاب ] يارى دهد ، و خود نيز نتوانست از خود دفاع كند .
زمين قارون و اموالش را بلعيد و داستانش مايهء عبرت قوم موسى و پيروان فقيرش گرديد و چون مردم سرانجام وى را ديدند از آن آرزوهايى كه كرده بودند پشيمان گشته و حضرت حق را شكر كردند كه مثل قارون نشدند . « 2 »
هامش
( 1 ) - قصص ( 28 ) : 81 .
( 2 ) - تاريخ انبياء : 217 .