مىكنند و به خاطر آن بر ديگران كبر مىورزند و عدّهاى را خوار مىشمارند كه با حادثهاى چون سيل ، طوفان ، جنگ ، آتش سوزى و سرانجام با مرگ از دست مىرود .
اينان به چيزى مىنازند كه اگر با آن صحيح برخورد نشود مورّث بخل ، حسد ، حرص ، طمع ، كبر ، غرور و نخوت است و اين همه ، حالات پليد و آلودهاى است كه در هر كس ظهور نمايد از ديد محبت حضرت حق مىافتد و جناب او با وى دشمن مىشود .
اينان به چيزى دلخوشند كه از نظر حضرت حق ارزش آن را ندارد كه به آن دلخوش شوند و با از دست رفتنش به غم و غصه فرو روند .
اينان هماهنگ و تابع كسى هستند كه قرآن مجيد وى را سمبل جمع ثروت و بخل و كبر و خودبينى و فخر فروشى مىشناسد و او را مستحق عذاب اليم حضرت جبّار مىداند .
داستان قارون و ثروت او
« قارون بهرهء عظيمى از ثروت داشت ، خزينهها و صندوقها و انبارهايش انباشته از مال و جنس بود كه قرآن مىفرمايد :
إنَّ مفاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ اولِى الْقُوَّةِ » « 1 »
حمل كليدهايش بر گروهى نيرومند گران و دشوار مىآمد .
قارون در ميان قوم خود روزگار را به عيّاشى و خوشگذرانى سپرى مىكرد و لباسهاى فاخر مىپوشيد و با تجمّل و آرايش از خانه بيرون مىآمد .
قصرها براى خود ساخته و در آن جا خدمتگزاران مخصوص به كار گرفته بود و
هامش
( 1 ) - قصص ( 28 ) : 76 .