گاهى خداوند قادر يك نگاه ويژهاى به بنده مىكند كه به سوى او رو مىكند و مىخواهد به او يك عنايت داشته باشد ؛ حال اين توجه حق به جهت دادن يك نعمت و امتيازى يا برگرداندن بلا و عذابى يا آزمايش و ادب است . در مقابل گاهى بنده مضطر هم يك توجه خاصى به خدا دارد كه از درون خالصانه به وجه اللّه نظر دارد .
« وجه اللّه » يعنى خداوندى كه صاحب جاه با قدرت و ملك است و نفوذ او فراگير است . ذات حق در همه لحظهها و مكانها حضور حسى دارد .
خداوند مىفرمايد :
وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَ سِعٌ عَلِيمٌ » « 1 »
مالكيّتِ مشرق و مغرب فقط ويژهء خداست ؛ پس به هر كجا رو كنيد آن جا روى خداست . يقيناً خدا بسيار عطا كننده و داناست .
مقصود حق از مشرق و مغرب دو جهت جغرافيايى نيست بلكه اين تعبير ، كنايه از تمام جهات و همه دنياست .
حق تعالى مىخواهد به ما بفهماند كه قبلهء عالم در همه جا خداست . به هر سو كه رو آوريد و بنگريد خداى بىنياز و دانا را مىيابيد چنين نيست كه اگر شما از رفتن به مساجد و پايگاههاى عبادى دورى كنيد راه بندگى خدا بسته شود . خداوند موجودى ازلى و ابدى و نامحدود است به هر سو كه او را بخوانى در حضور توست .
اگر وجودت را تسليم خدا كنى و نيكوكار هم باشى ، مىبينى كه خداوند حاجت و فرمان تو را هم بدون پرسشى مىپذيرد و مىفرمايد :
بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبّهِ وَ لَاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 115 .