براى هميشه به يادگار گذاشتند و بدريّون در اصحاب پيامبر از ديگران ممتازند .
غبار معركه بر روى اجساد بى جان كفّار فرو نشست و اهل مكّه با وضع فضيحت بارى فرار كردند . سپاه اسلام با افتخار و پيروزى و غنيمت بسيارى به سوى مدينه بازگشتند ، در حالى كه از يارى و نصرتى كه خداى تعالى ارزانىشان داشته خوشحال و شكرگزار بودند . « 1 » در داستان با عظمت بدر ، بارانى كه باريد ، دعايى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله داشت ، قوّت قلبى كه به مردم مؤمن داده شد و نزول ملائكه و رعبى كه از عظمت معنوى ارتش اسلام به دل كافران افتاد ، همه و همه اسبابى بود كه خداوند مهربان به لطف خود جهت پيروزى مردم مؤمن فراهم آورد . آرى ، به قول حضرت زينالعابدين عليه السلام كه فرمود :
« وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الأْسْبابُ »
دل به تماشاى دوست رفته به صحراى دوست * رفته به صحراى دوست دل به تماشاى دوست
همّت والاى دوست رحمت بىمنتهاست * رحمت بىمنتهاست همّت والاى دوست
خاك كف پاى دوست سرمهء چشم رضاست * سرمهء چشم رضاست خاك كف پاى دوست
طور تجلّاى دوست سينهء سيناى ماست * سينهء سيناى ماست طور تجلّاى دوست
غرقهء درياى دوست به كه نيابد خلاص * به كه نيايد خلاص غرقهء درياى دوست
هامش
( 1 ) - قصص قرآن : 441 .