الهى سينهام را غرق غم كن * در آن سينه دلم همچون حرم كن
بزن برقى كه سوزد حاصلم را * فنا سازد همه آب و گلم را
درِ رحمت به رويم بازگردان * مرا با عاشقان همراز گردان
بود عشق وصالت آرزويم * همين باشد سراپا هاى و هويم
روانِ تيرهام بنماى روشن * ببر از گلخنم يا رب به گلشن
مرا از بند نفس آزاد بنماى * دلم از لطف و رحمت شاد بنماى
( مؤلّف )