بين تمام موجودات و آثار خواصّ آنها ايجاد هماهنگى فرمود و خلاصه به هر موجودى آنچه را كه لايق بود مرحمت فرمود ، با قدرتش كه بىنهايت در بىنهايت است دشوارىها آسان مىشود .
آرى ، مسأله از اين قرار است و در اين حقيقت هيچ شك و شبههاى نيست و اوضاع و احوال هستى و به خصوص حيات فرزندان آدم هم جز اين نشان نمىدهد ، پس اضطراب و دلهره و هيجان و آشوب باطن به هنگام سختى ، در حالى كه با لطف حضرت او آسان مىشود ، معنا ندارد .
اى به دلِ خستهء من نور عشق * سينهء من از غم تو طور عشق
حسرت ديدار رخت بر دلم * شعلهء عشق تو به دل حاصلم
جاذبهء عشق توام مست كرد * نيست بُدم نيست ، مرا هست كرد
روشنى لطف تو مرا زنده كرد * تا به ابد زنده و پاينده كرد
محو سر كوى تو شد جان من * عشق تو شد گوهر ايمان من
عشق خود اندر دلم انداختى * با دل ديوانهء من ساختى
اى غم تو عشق دل زار من * جستن لطف تو بود كار من
بندهء شرمندهء كوى توام * تا به ابد زنده ز بوى توام
( ميرشمس الدين هندى )
آن پروردگار مهربان و رئوفى كه نطفه را در رحم مادر و در ظلمات ثلاث به همه چيز رساند و آن را ظرفِ سمع و بصر ، روح و جان ، روان و نفس ، قلب و عقل ، فكر و انديشه ، پوست و گوشت ، خون و استخوان ، رگ و پى ، دهان و دندان ، لب و ابرو و . . . قرار داد و صداى قلب مادر را در جهان رحم براى كودك آرام بخش و در آغوش مادر سينهء رشد و آرامش مقرّر فرمود ، سختىها به قدرت او آسان شود .