و در نهايت حضرت و يارانش را مجبور به هجرت از مكه به سوى مدينه و حبشه نمودند .
فصل تازهاى در رسالت پيامبر آغاز گرديد و خداوند وى را به ايستادگى دعوت نمود :
فَلِذلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ » « 1 »
پس آنان را [ به سوى همان آيينى كه به تو وحى شده ] دعوت كن ، و همان گونه كه مأمورى [ بر اين دعوت ] استقامت كن ، و از هواهاى نفسانى آنان پيروى مكن .
و پس از تهديدات دشمنان ، فضايل اخلاقى فراموش گرديد و سلاح كينه و قومىگرى و تعصّب به ميدان آمد تا از گسترش اسلام جلوگيرى كند البته علّت اصلى مقاومت مردم آن زمان ، كمبود رشد فكرى و مقابله دعوت پيامبر با منافع قومى از بتپرستى تا رباخوارى از مستضعفان بود كه با تشكيل كادر رهبرى مخالفان قريش ، حركت دين اسلام دچار ركود مىشد . ولى باز خداوند حضرت را به شكيبايى فرا خواند و فرمود :
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ » « 2 »
پس در برابر حكم و قضاى پروردگارت [ كه هلاك كردن تدريجى اين طاغيان است ] شكيبا باش و مانند صاحب ماهى [ يونس ] مباش [ كه شتاب در آمدن عذاب را براى قومش خواست و به اين علّت در شكم ماهى محبوس شد ] .
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله پس از عبور از مرحلهء صبر و استقامت در برابر همه
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) : 15 .
( 2 ) - قلم ( 68 ) : 48 .