السّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، دارُالسَّلام ، دارُ القَرارِ و . . . .
و در پس همه آنها عرش الرحمن و لقاء اللّه ، درجات بالاى آن است .
و اين جايگاه با شكوه براى مؤمنان صابر و فرمانبر الهى است ؛ زيرا كه در دنيا سختىها و تلخىها را چشيدهاند و لذتها را به آخرت واگذار كردهاند و آنچه مانده خلق و خوى پسنديده است كه راه گشاى حقيقت و سعادت ادبى است . و از اين رو كه انسان به محض ديدن فرشته مرگ كه خلق و خوى و كردار آدمى را دارد ، همه علم و عمل او مىريزد و حتى ناى پاسخ به پرسش
« مَنْ رَبُّكَ »
را هم ندارد ؛ زيرا كه همه چيز او وارداتى و مصرفى بوده است . اكنون كه او را در قبر مىگذارند با يك برخورد و فشار از سوى فرشتهء قبر تمام عقايد و اخلاق و علوم ظاهرى و كمالات مجازى را از دست مىدهد . و خلق و خوى حقيقى و باطنى آن است كه علم و عمل و چهرهء حقيقت ملكه آدمى باشد و انسان به آن تخلّق يابد و تمام كمال را از حق ببيند و خويشتن خويش را از خود و غير تهى سازد .
همان گونه كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
ايمان به آراستن ظاهر و آرزو نمودن كمال نيست بلكه ايمان ، همان اعتقاد پاك و معرفت خالص در دلهاست كه كار نيك ، آن را گواهى مىنمايد . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 66 / 72 ، باب 30 ، حديث 26 ؛ معانى الأخبار : 187 ، حديث 3 .