سال ديگر و سال ديگر نيز همين كار تكرار مىشود . از گذشتههاى بسيار دور ، وضع زراعت در آنجا چنين بوده و تا آيندهها نيز چنين خواهد بود . نه تاريخِ آغاز آن را كسى به طور تحقيق مىداند و نه ساعت پايان آن را .
محال است كه اين كار از روى تصادف باشد ؛ زيرا تصادف استمرار ندارد و هميشگى نخواهد بود . باد هم شعور ندارد كه كشور سوئد را از ميان كشورهاى جهان بشناسد يا فصل كشت را در ميان فصول بداند ، يا از ساعت برداشت محصول آگاهى حاصل كند .
اين نيست مگر آن كه باد ، فرستندهاى دارد مهربان ، دانا ، توانا و روزى رسان .
آيا در برابر اين مهر ، انسان چگونه با او رفتار مىكند ؟ نخست منكر او مىشود ، سپس منكر لطف و مهر او و پيوسته از وى شكوه مىكند .
آرى ، اين انسان نمك به حرام است ، نمك را مىخورد و نمكدان مىشكند .
مانند ميهمانى است كه غذاى ميزبان را مىخورد و خانهاش را مىسوزاند ! » « 1 »
اى بىنياز ذات تو از هر نياز ما * بيچارهايم ما و تويى چاره ساز ما
ما را به خويش خواندهاى از بهر بذل خود * ورنه چه احتياج تو را بر نماز ما
بر ما ز لطف ، حال خضوع و خشوع ده * خود جذب توست مايهء سوز و گداز ما
انعام عام بندگى توست كز شرف * ز انعام كرده است پديد امتياز ما
از ما هر آن كه عمل سر زند بود مجاز * يارب قبول نما به حقيقت مجاز ما
( صغير )
فوايد نعمت باد
« آيا مىدانيد كه باد در زندگى جانداران و گياهان چقدر ارزش دارد ؟ آيا مىدانيد
هامش
( 1 ) - نشانه هايى از او : 67 .