بادها و ابرِ مسخّر ميان آسمان و زمين ، نشانههايى است [ از توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] براى گروهى كه مىانديشند .
« آبهاى روى زمين در اثر حرارت خورشيد بخار مىشود ، بخار بالا مىرود و به طبقات سردسير مىرسد ، ابر مىشود ، ابر هم باران مىشود . همه مىدانند كه اگر باران بر زمين نبارد چه مىشود ، آيا اين را هم مىدانند كه اگر حرارت خورشيد به اندازهء كافى به آبهاى روى زمين نرسد بارانى نخواهد بود .
اگر آبها جورى بودند كه براى تبخير احتياج به حرارت شديدترى داشتند بارانى نبود . اگر بخارى كه بالا مىرود نتواند خود را به طبقات سردسير برساند بارانى نبود . اگر بخار كه به طبقات سردسير مىرسيد جورى بود كه بسته نمىشد و ابر نمىگرديد ، بارانى نبود .
اگر ابرها ناقص مىماندند و نمىرسيدند ، بارانى نبود . اگر جاذبهء زمين قطرات باران را جذب نمىكرد و به سوى خود نمىكشيد ، بارانى نبود . و اگر صدها علل ديگر كه در وجود باران دخيل هستند نمىبودند بارانى نبود .
تبخير آبهاى روى زمين لطفى است از او ، ابر شدن بخارها لطف ديگرى ، و گردش ابر به وسيلهء باد عنايت فوق العادهترى . پس در فرود آمدن باران صدها لطف نهفته است .
از عجايب اين كه : آب درياها شور است ، ولى بارانى كه از ابر ساخته شده از بخار آب دريا فرو مىريزد ، شيرين است ! تمام آبهاى شيرين و گواراى زمين از آب شور پيدا شده است .
حدوداً دو هفتم كرهء زمين خشكى است و بقيّهء آن را درياهاى شور تشكيل مىدهند ، و همهء بارانهاى شيرين از اين آبهاى شور مىباشد .
وجود مقدّس او آبهاى درياها را تقطير كرده و آب شيرينى براى سلسلهء گياهان و سلسلهء جانوران و انسانها فرستاده است .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧١