پيامبرى و بندگى را برگزيدم .
نقش خانواده در دين
امام در اين فراز « وَحَارَبَ فِي رِضَاكَ أُسْرَتَهُ وَقَطَعَ فِي إِحْيَاءِ دِينكَ رَحِمَهُ وَأَقْصَى الأَدْنَيْنَ عَلَى جُحُودِهِمْ وَقَرَّبَ الأَقْصَيْنَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَكَ وَ وَالَى فِيكَ الأَبْعَدِينَ وَعَادَى فِيكَ الأَقْرَبِينَ » به نقش خانواده در پيشرفت دين و يا جلوگيرى از آن اشاره دارد .
خداوند پس از انتخاب پيامبر به رسالت ؛ مركز آغاز تحول را از خانه پيامبر قرار مىدهد .
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » « 1 »
و خويشان نزديكت را [ از عاقبت اعمال زشت ] هشدار ده .
حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مأموريت يافت كه از خانوادهاش شروع كند . برخى نزديكان آن حضرت با دعوت ايشان مخالف بودند ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله بدون رعايت پىآمدهاى ناگوار ، از دعوت آنان دست برنداشت . روشن است كه مخالفت نزديكان اثر منفى در تبليغ او دارد . چون مردم مىگويند : اينان كه از نزديكان او هستند او را بهتر از ما مىشناسند ، حتى ابولهب عموى پيامبر كه آزار بسيار روا مىداشت در حضور مردم ؛ فرزند برادرش را بىشرمانه سركوب مىنمود .
ابن عباس مىگويد :
« چون آيهء وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ نازل شد ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله كوه صفا رفت و بانگ زد : اى گروه قريش ! قريش گفتند : اين محمّد است كه از فراز صفا فرياد مىزند .
پس ، همگى جمع شدند و آن جا رفتند و گفتند : چه شده است اى محمد !
هامش
( 1 ) - شعراء ( 26 ) : 214 .