ما به دست تو دادهايم عنان * گر همه تير مىزنىّ و سِنان
قيمت وصل تو نداند كس * يك سر موى توست هر دو جهان
كس ميان من و ميان تو نيست * سرّ ما از دو عالم است نهان
من نكردم ز دل فراموشت * گر تو يادم نمىكنى به زبان
آنچه هجر تو كرد با دل من * با گلستان نكرد باد خزان
در فراق تو روى و ديدهء ما * گل زرد است و چشمههاى روان
مىكشيم انتظار موكب تو * كه نثارت كنيم نقد روان
چهرهء زرد و اشك سرخ عماد * دعوى عشق مىكنند بيان
( عماد فقيه كاشانى )
در اينجا به شرح و تفسير و توضيح و تحليل جملهء اوّل دعاى دوم « صحيفه » پايان مىدهم و به كمك حضرت محبوب به فرازهاى ديگر دعا مىپردازم .