بازداشته است .
بندگى حقيقى
در « مصابيح القلوب » آورده :
محمود غزنوى با عدّهاى زياد جهت شكار به صحرا رفت ، ناگهان همايى در هوا پيدا شد ، لشگريان گفتند برويم در سايهء او قرار بگيريم تا از گرما و حرارت هوا مصون بمانيم و براى اين كار از هم سبقت مىگرفتند ، تنها كسى كه نرفت اياز بود ، محمود به او گفت : تو چرا نرفتى تا هما برسرت سايه اندازد ؟ گفت : كدام سعادت براى من بهتر از اين كه در سايهء سلطانى چون شما هستم !
اين حكايت براى اين است كه بدانى به جلال ذوالجلال قسم ! اگر كسى ترك غير او كند ، غيرى كه مانع رشد و كمال است و قدم در راه بندگى حقيقى بگذارد سعادتى نصيب او مىشود كه شقاوت از پى ندارد و لطف حضرت او در شش مرحله نصيب وى مىشود :
1 -
هُوَ مَعَكُمْ أيْنما كُنْتُمْ » « 1 »
و او با شماست هرجا كه باشيد .
2 - فَتَمُرُّ فاطِمَةُ وشيعَتُها عَلَى الصِّراطِ كَالْبَرْقِ الْخاطِفِ . « 2 »
فاطمه عليها السلام و شيعهء او عبورش از صراط همانند برق خيره كننده است .
3 -
حَتّى إذا جاؤُوها و فُتِحَتْ أبْوابُها » « 3 »
چون به آن رسند در حالى كه درهايش از پيش گشوده شده است .
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 4 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 43 / 223 ، باب 8 ، حديث 9 ؛ ثواب الاعمال : 220 .
( 3 ) - زمر ( 39 ) : 73 .