تا دگر عطر فروشى نكند باد بهشت * بانسيم سحرى بوى بهارى بفرست
جانم از بادهء دوشينهء تو مخمور است * زان معطّر قدحش دفع خمارى بفرست
( عماد فقيه كرمانى )
امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
الْعارِفُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَأعْتَقَها و نَزَّهَها عَنْ كُلِّ ما يُبْعِدُها . « 1 »
عارف كسى است كه نفس خود و عوارضش را از شرّ و خير شناخته باشد و آن را از جميع شرور و رذايل آزاد نموده و تصفيه كرده و وى را از آنچه از خدايش دور مىكند حفظ نموده باشد .
مرا شيخ داناى مرشد شهاب * دو اندرز فرمود در روى آب
يكى آن كه در نفس خودبين مباش * يكى آن كه در خلق بدبين مباش
چون نفس را بشناسى از خوديّت و خودبينى نجات پيدا كنى و در راه صلاح و اصلاح آن با كمك قرآن و رسالت و امامت برخيزى و به اين نتيجه برسى كه نفس ، مملوك حق و امانت جناب او در دست توست و بر توست كه اين امانت را از شرّ غولان و طاغوتيان و رذايل حفظ نمايى .
خودبينى و خود خواهى و عُجب و كبر و حرص و بخل و . . . همه موانعى هستند بين نفس و بين حق ، كه نمىگذارند فيوضات ربّانيّه و نفحات رحمانيّه به نفس برسند .
نفس در كلام ميبدى
ميبدى در « فتح ثالث » آورده :
هامش
( 1 ) - غرر الحكم : 239 ، حديث 4841 ؛ هزار نكته : 1 / 69 .