ديدگان اشك آلود شوهرش انداخت :
يا رسول اللَّه ! از من راضى باش .
پيامبر فرمود : اميدوارم كه خداى من هم از تو راضى باشد . خديجه آهى كشيد و گفت : فاطمه كو ؟
- به خاطر فاطمه نگران مباش خداى تو نگهبان اوست .
- خداى من . . . خدا نگهبان خوبى است ، خدا كافى است .
پيامبر روى صورت خديجه خم شد و فرمود :
هم اكنون جبرئيل بر من وارد شده و سلام خدا را به تو مىرساند . خديجه لبخندى از منتهاى رضايت و خشنودى به لب آورد و گفت :
انَّ اللَّهَ هُوَ السَّلامُ و مِنْهُ السَّلامُ وَإلَيْهِ السَّلامُ وَعَلى جَبْرئيلَ السَّلام . « 1 »
به درستى كه خدا سلامت و بىعيب است و سلامت از او سرچشمه مىگيرد و به سوى او باز مىگردد و بر جبرئيل سلام و درود باد .
در آخرين نفس به وحدانيّت الهى و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله شهادت داد و براى هميشه ديده از جهان فرو بست .
بازسازى كعبه
چون محمّد صلى الله عليه و آله سى و پنج ساله شد در مراسم خراب كردن كعبه و بازسازى آن شركت فرمود و قريش به هر چه كه او در آن مورد حكم كند ، راضى شدند .
دربارهء سبب خراب كردن و بازسازى آن ، ابن عبّاس و محمّد بن جبير بن مطعم نقل كردهاند كه :
كوهها مشرف بر مكّه بوده و سيل از مناطق بالاى مكّه راه مىافتاده و داخل كعبه
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 16 / 7 ، باب 5 ، حديث 11 ؛ تفسير العياشى : 2 / 279 ، حديث 12 .